تبليغاتX
تنهایی هام

تنهایی هام

خدایا دوزخت فرداست چرا امروز می سوزم...

حرف تنهايي را، حرف دلتنگي را
به که تسلیم کنم؟
چه کسی می داند به چه می اندیشم؟
چه کسی می فهمد من پر از تشویشم؟
چه کسی با من دل خسته دمی از من گفت؟
.........چه کسی با من مطرود نشست؟
چه کسی حرف مرا، درد مرا
لحظه ای باور کرد؟
نوشته شده در دوشنبه هفدهم مرداد 1390ساعت 23:18 توسط آیدا|

دوســــــــــــتت دارم...

چه جمله ای که مکان و زمان نمی خواهد

به هر زبان که بگویی ...زبان نمی خواهد

چه جمله ایست که از تو برای اثباتش

به جز دو چشم دلیل و نشان نمی خواهد

چه جمله ایست که وقتی شنیدم از دهنت

دلم به جز دل تو همزبان نمی خواهد

حدیث ما همه در جمله ای خلاصه شده

که(دوســـــــــتت دارم)داستان نمی خواهد

که(دوســـــــــتت دارم)یعنی که(دوســــــــــــتت دارم)

که(دوســـــــتت دارم)امتحان نمی خواهد./...

نوشته شده در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت 1:48 توسط آیدا|

آنقدر بی غرور دوستت داشتم که به خودت مغرور شدی!!!


وقتی از دست دادن عادت می شود دیگر بدست آوردن هم آرزو نمی شود.

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 13:38 توسط آیدا|

  چه زیباست همه در یک روز یک ساعت یک ثانیه

         خوشـــــــــــــــــــــحالـــــــــــــــــــیم

سالی خوب و سر شار از شادی و موفقیت برایتان آرزو دارم./...


                     آیـــــــــــــــــدا

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 13:5 توسط آیدا|

هیچ فکر نمی کردم به جرم عاشقی اینگونه مجازات شوم


دیگر کسی به سراغم نخواهد آمد قلبم شتابان میزند!!!


شمارش معکوس برای انفجار در سینه ام


و من تنهایی خود را در آغوش می کشم


تنهــــــــا مانــــــدم


من تنهـــــــــــــا ترین تنهـــــــــــــایم./...


آیــــــــــــــــــــدا

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 11:30 توسط آیدا|

همه چیز از جایی شروع شد!!!


که گفتی دوستم داری


گاهی برای یک عمر بلاتکلیفی


بهانه ای کافیست./...

نوشته شده در سه شنبه سوم اسفند 1389ساعت 21:56 توسط آیدا|

کاش قلبم درد تنهایی نداشت

چهره ام هرگز پریشانی نداشت...

کاش برگ های آخر تقویم عشق

حرفی از یک روز بارانی نداشت...

کاش می شد راه سخت عشق را

بی خطر پیمود و قربانی نداشت./...

آیدا/دلم گرفته عجیب/


نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389ساعت 23:55 توسط آیدا|

خلوت خالی و خاموش مرا

تو پر از خاطره کردی ای مرد

شعر من شعله ی احساس من است

تو مرا شاعره کردی  ای مرد./...

(فروغ فرخزاد)

نوشته شده در چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 15:11 توسط آیدا|

مهم نیست فردا چی میشه

مهم اینه که امروز دوستت دارم

مهم نیست فردا کجایی

مهم اینه که هر جا باشی دوستت دارم

مهم نیست تا ابد با هم باشیم

مهم اینه که تا ابد دوستت دارم

مهم نیست قسمت چیه

مهم اینه که قسمت شد دوستت داشته باشم./...


آیدا

نوشته شده در پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 13:41 توسط آیدا|

من غروب غم انگیز خورشید را زمانی دوست دارم ...


که بدانم فردایش تو را می بینم./...


نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت 14:47 توسط آیدا|

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه نا پیداست!

من دگر به پایان نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست./...

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 18:51 توسط آیدا|

سخته که بخوای با آب خوردن بغضت رو بفرستی پایین!

اما یه دفعه اشک از چشات جاری بشه ...

خیلی سخته که کسی رو دوست داشته باشی اما ندونه...

خیلی سخته که دوسش داشته باشی اما نتونی باهاش بمونی...

خیلی سخته که ازت بپرسه :حاظری باهام بمونی؟و تو با اینکه آرزویی جز این نداری

فقط بخاطر خودش مجبوری بگی نه ...

خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی...

خیلی سخته که عشق رو از نگاه کسی بخونی اما نتونه بهت بگه!!!

آیدا.../...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 21:8 توسط آیدا|

این که دلتنگ توام اقرار می خواهد مگر؟

این که از من دلخوری انکار می خواهد مگر؟

وقت دل کندن به فکر باز پیوستن مباش

دل بریدن وعده ی دیدار می خواهد مگر؟

عقل اگر غیرت کند یک بار عاشق می شویم

اشتباه ناگهان تکرار می خواهد مگر؟

من چرا رسوا شوم یک شهر مشتاق تواند

شکر عشاق پرچم دار می خواهد مگر؟

با زبان بی زبانی بارها گفتی :برو!

من که دارم می روم!اصرار می خواهد مگر؟

روح سرگردان من هر جا بخواهد می رود

خانه ی دیوانگان دیوار می خواهد مگر؟

نوشته شده در جمعه هفدهم دی 1389ساعت 17:29 توسط آیدا|

در فصل تگرگ عاشقت می مانم


با ریزش برگ عاشقت می مانم


هر چند تبر به ریشه ام میکوبی


تا لحظه مرگ عاشقت می مانم./...

آیدا

نوشته شده در جمعه دهم دی 1389ساعت 16:41 توسط آیدا|

رفیق مثل کفش میمونه و رفاقت مثل جاده!

چقدر سخته وسط جاده بفهمی پا برهنه ای....


آیدا/یه روز باور نکردنی و سخت و غمگین/...

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 10:1 توسط آیدا|


آخرين مطالب
» "تنها"
» "دوســـــــــتت دارم"
» "بی غرور"
» 
» "مجازات"
» "بلا تکلیفی"
» "درد تنهایی"
» "ای مرد"
» "دوستت دارم"
» "تو"
Design By : Pars Skin