خدایا دوزخت فرداست چرا امروز می سوزم...
چه جمله ای که مکان و زمان نمی خواهد به هر زبان که بگویی ...زبان نمی خواهد چه جمله ایست که از تو برای اثباتش به جز دو چشم دلیل و نشان نمی خواهد چه جمله ایست که وقتی شنیدم از دهنت دلم به جز دل تو همزبان نمی خواهد حدیث ما همه در جمله ای خلاصه شده که(دوســـــــــتت دارم)داستان نمی خواهد که(دوســـــــــتت دارم)یعنی که(دوســــــــــــتت دارم) که(دوســـــــتت دارم)امتحان نمی خواهد./... وقتی از دست دادن عادت می شود دیگر بدست آوردن هم آرزو نمی شود. خوشـــــــــــــــــــــحالـــــــــــــــــــیم سالی خوب و سر شار از شادی و موفقیت برایتان آرزو دارم./... آیـــــــــــــــــدا دیگر کسی به سراغم نخواهد آمد قلبم شتابان میزند!!! شمارش معکوس برای انفجار در سینه ام و من تنهایی خود را در آغوش می کشم تنهــــــــا مانــــــدم من تنهـــــــــــــا ترین تنهـــــــــــــایم./... آیــــــــــــــــــــدا که گفتی دوستم داری گاهی برای یک عمر بلاتکلیفی بهانه ای کافیست./... چهره ام هرگز پریشانی نداشت... کاش برگ های آخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت... کاش می شد راه سخت عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت./... آیدا/دلم گرفته عجیب/ تو پر از خاطره کردی ای مرد شعر من شعله ی احساس من است تو مرا شاعره کردی ای مرد./... (فروغ فرخزاد) مهم اینه که امروز دوستت دارم مهم نیست فردا کجایی مهم اینه که هر جا باشی دوستت دارم مهم نیست تا ابد با هم باشیم مهم اینه که تا ابد دوستت دارم مهم نیست قسمت چیه مهم اینه که قسمت شد دوستت داشته باشم./... آیدا که بدانم فردایش تو را می بینم./... گرچه پایان راه نا پیداست! من دگر به پایان نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست./... اما یه دفعه اشک از چشات جاری بشه ... خیلی سخته که کسی رو دوست داشته باشی اما ندونه... خیلی سخته که دوسش داشته باشی اما نتونی باهاش بمونی... خیلی سخته که ازت بپرسه :حاظری باهام بمونی؟و تو با اینکه آرزویی جز این نداری فقط بخاطر خودش مجبوری بگی نه ... خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی... خیلی سخته که عشق رو از نگاه کسی بخونی اما نتونه بهت بگه!!! آیدا.../... این که از من دلخوری انکار می خواهد مگر؟ وقت دل کندن به فکر باز پیوستن مباش دل بریدن وعده ی دیدار می خواهد مگر؟ عقل اگر غیرت کند یک بار عاشق می شویم اشتباه ناگهان تکرار می خواهد مگر؟ من چرا رسوا شوم یک شهر مشتاق تواند شکر عشاق پرچم دار می خواهد مگر؟ با زبان بی زبانی بارها گفتی :برو! من که دارم می روم!اصرار می خواهد مگر؟ روح سرگردان من هر جا بخواهد می رود خانه ی دیوانگان دیوار می خواهد مگر؟ با ریزش برگ عاشقت می مانم هر چند تبر به ریشه ام میکوبی تا لحظه مرگ عاشقت می مانم./... آیدا چقدر سخته وسط جاده بفهمی پا برهنه ای.... آیدا/یه روز باور نکردنی و سخت و غمگین/...
به که تسلیم کنم؟
چه کسی می داند به چه می اندیشم؟
چه کسی می فهمد من پر از تشویشم؟
چه کسی با من دل خسته دمی از من گفت؟
.........چه کسی با من مطرود نشست؟
چه کسی حرف مرا، درد مرا
لحظه ای باور کرد؟

| Design By : Pars Skin |
